تبليغاتX
..........دوستی بی انتها ...........
راهزن دلها میثم
 اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن..............
 اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟

 توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان

دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم

چاره ای جز خودکشی نیست .

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می

کنن .

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری

موکول می کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال

اولی و مدتی مال دومی باشه .

توی استرالیا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن این مشاجره اونقدر طول می

کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به

مقصودش می رسه .

توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا

به فرار می ذاره باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما تکرار میشه .

توی نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی

میندازه پایین و غائله ختم میشه .

توی آفریقا: قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و

علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن .

توی مکزیک: کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه ولی بعدش اونکه رقیبش رو

کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه .

 توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه .

 توی ایران: فقط پول موضوع رو حل می کنه پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کنن و

خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی

باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره . 


|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه 1387/08/08  |
 او رفت.................

گر روزي دلم گرفت يادم باشد که خدا با من است، که فرشته ها برايم دعا ميکنند

که ستاره ها شب را برايم روشن خواهند کرد. يادم باشد که قاصدکي در راه است

که بهار نزديک است، که فردا منتظرم مي ماند، که من راه رفتن مي دانم و دويدن

 و جاده ها قدم هايم را شماره خواهند کرد. اگر روزي دلم گرفت يادم باشد که خداي

من اينجاست همين نزديکيها، و من، تنها نيستم

|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه 1387/07/17  |
 میروی و من فقط نگاهت میکنم.......................
میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو،

یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو،

همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه

زیستن در چشمان تو را داشته باش
  

 
 

 


 
|+| نوشته شده توسط در جمعه 1387/06/08  |
 دوباره از نو خواهم ساخت ...........................
21or42o.jpg
 

Live one day at a time
این یكروزه را زندگی كن
We cannot change the past
نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم
We just need to keep The good memories
تنها باید خاطرات شیرین را به یاد سپرد
And acquire wisdom from the mistakes we've made
و لغزشهای گذشته را توشه ره خرد سازیم
We cannot predict the future
نمی توانیم آینده را پیش بینی كنیم
We just need to hope and pray for the best and what is right
تنها باید امیدوار باشیم و خواهان بهترین و هر انچه نیكوست
And believe that's how it will be
و باور كنیم كه چنین خواهد شد
We can live a day at a time
میتون روزی را زندگی كرد
Enjoying the present
دم را غنیمت شمریم
And always seeking to become a more loving and better person
و همواره در جستجو تا بهتر و نیكوتر باشیم

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه 1387/03/16  |
 دلتنگی:.......................

امشب تمام ستاره هاي آسمان گريه مي كنن امشب تمام مرغان آسمان اشك مي ريزن

امشب اشكي از چشمي مي ريزد امشب قلبي مي شكند و صداي شكستنش به آسمانها مي رسد

اما نمي دانم نمي دانم چرا به گوش خدا نمي رسد.

من صداي شكسته شدن قلبم را شنيدم

فكر ميكنم اولين كسي باشم كه صداي درهم شكستن قلبم را با گوشهاي خودم شنيده باشم

Image and video hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1387/01/19  |
 دیوانگی................شراره وجودم.................

تادیروز می خواستم فرار كنم ، ولی نمی دانستم به كجا و

 با چه بهانه ای ، اما امروز فهمیدم. بهانه كه زیاد است .

زندگی چیزی نبود كه فكر می كردم. زندگی بهانه ای برای

فرار كردنم شد ، می روم ، از اینجا تا خدا را باید پیمود .

نمی دانم مسافت زیادی باید طی كنم تا به مقصد برسم و یا به

سرعت به پایان می رسد .

 ولی می روم و شاید هیچ گاه برنگشتم ،

می روم تا روحم را جلا دهم .

می خواهم به خدا برسم ، شاید دیوانگیست ولی این اولین

دیوانگی قشنگ من است.

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/12/05  |
 ~.~. عـــــــــــــــــــــشق من ~.~.خیلی دوست دارم........................

 

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را
از عشق گونه هاي او را بوسيدم


گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن
من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش
بر ياسمن نگاه تو پيچيدم


گفتي كه براي لحظه اي دريا شو
دريا شدم وتو را به ساحل ديدم


گفتي كه بيا و  لحظه اي مجنون باش
مجنون شدم و زدوريت ناليدم

گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز
گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم


گفتي كه بيا و از وفايت بگذر
از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم


گفتم كه بهانه ات برايم كافيست
معناي لطيف عشق را فهميدم


|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/11/29  |
 لمس کن.................
 

 

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت

 

 خالیست ... تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ...


لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... كه از قلبم بر قلم

 

 و كاغذ مي چكد

 


لمس کن گونه هایم را که خيس اشك است و پُر شیار
...

 


لمس کن لحظه هایم را
...

 


تویی که نمی داني من كه هستم٬ لمس کن این با تو نبودن ها را

 


لمس کن.

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/11/25  |
 خیلی تنهام
 
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط
 
ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي
 
قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي
 
پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم...
|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/11/16  |
 کاری به کار عشق ندارم !
 

نه !

 

کاری به کار عشق ندارم !

 

من هیچ چیز و هیچ کسی را

 

دیگر

 

در این زمانه دوست ندارم

 

انگار

 

این روزگار چشم ندارد من و تو را

 

یک روز

 

خوشحال و بی ملال ببیند

 

زیرا

 

هر چیز و هر کسی را

 

که بیشتر دوست بداری

 

حتی اگر یک نخ سیگار

 

یا زهر مار باشد

 

از تو دریغ می کند ...

 

پس

 

من با همه ی وجودم

 

خود را زدم به مردن

 

تا روزگار, دیگر

 

کاری به من نداشته باشد

 

این شعر تازه را هم

 

نا گفته میگذارم ...

 

تا روزگار بو نبرد ....

 

گفتم که

 

کاری به کار عشق ندارم !

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/11/15  |
 التماس دعا....................
سلام به دوستان خوبم:

یکی از دوستان من مشکلی داره از خدا می خوام که هر چه زودتر

مشکلات همه ی مردم ودوستم را برطرف کنه. امیدوارم روزی

برسه که تمام مشکلات حل بشه.الهی آمین.از شما دوستان گلم

 برای دوستم التماس دعا دارم.همه ی ما محتاجیم به دعا............

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/11/02  |
 در قلب منی.............
|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/10/11  |
 عشق بچگی...

 

 

تو را دوست مي دارم...

 

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است...

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم ..

 نقش سرخ عشق می زند..

من .. در کویر قلبم از تو بخاطر تو می نویسم ...

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم....

 تا مثل باران هر صبح برایت شعر می  سرودم ...

آری....

آن هنگام زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم...

و به شوق تو اشک می ریختم ،

اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم....

تا شاید در جاده ای دور ،

هنوز بوی خوب بهار را...

 وقتی که از آن می گذشتی در خود داشته باشد ..

تا مرهمی باشد برای دل خسته ی من ...

بیا و از کنار پنجره دلم عبور کن ....

تویی که در ذهن خسته من ...

همیشه بهاری...

همیشه بهارم باش ...

        

 

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/10/10  |
 خدا نکنه کسی اون روز رو ببینه.......................

lovekhoon

 

چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزنی امّا ولی

 

وقتی ديديش هيچی جز سلام نتونی بگی .

 

چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خيس

 

کنه امّا مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری .

 

چقدر سخته گل آرزوها تو توي باغ ديگری ببينی , و هزار بار

 

تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زير لب بگی گل من,

 

باغچه ی نو مبارک .

 

www.bigoo.wswww.bigoo.ws  www.bigoo.ws www.bigoo.ws

 

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/10/10  |
 عاشقتم به مولا...........
 

 

 اگه از تو ننوشتم فکرنکن سرم شلوغه ... توي زندگي يه وقتا

تنهايي رمزعبوره....اگه از چشم تو گذشتم فکرنکن عاشق

نبودم....مطمئن باش توي دنيا دل به تو سپرده بودم

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/10/10  |
 فالنامه ميثم .............
سلام به دوستان اينترنتي خوبم:

هر كس مي خواد بدونه متولد هر ماه چه خصوصياتي داره فقط ماه تولد رو برام بگه

خصوصياتش و به صورت خصوصي براش نظر ميدم يا به آدرس ايديش مي فرستم.

اميدوارم هميشه شاد ، پيروز و سربلند باشيد .

باتشكر : مدير وبلاگ ميثم مهربون

www.meysamgachboy.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/09/27  |
 بی تو می میرم........

خسته از زندگی

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/09/26  |
 بشنو از نی چو حکایت میکند...........از جدایی ها شکایت میکند...

       

عشق مانند آتش است :

 

که اگر به آن زیاد نزدیک شوی می سوزی 

 

واگر از آن دور شوی سردت می شود.

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/09/22  |
 عشق از چند دیدگاه......
عشق فلسفه ندارد 

 

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.

 

به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.

 

به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.

 

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.

 

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/09/20  |
 عاشق باش ......
 

در اين دنيا همه چيز را مي توان خريد. زيباترين ماشين، قشنگ ترين ويلا که شايد وقتي پنجره هايش را بگشايي آبي دريا را موج بزني. بهترين وزيباترين لباس ها، شيک ترين کفش ها و.........
اما عشق فروشي نيست، تمام دنيا را هم که بفروشي نمي تواني آن را بخري.
ولي با همه ي اين ها برايت از هر چيز بي اهميت تر است. چه ارزشي دارد که کسي شب و روز در انتظار ديدار تو باشد يا تمام احساسش را برايت به رنگ بنفش نقاشي کند؟
دشت ها آلوده ست
در لجنزار، گل لاله نخواهد روييد
گل گندم خوب است
اي دريغا که همه مزرعه ي دل ها را
علف حرزه ي کين پوشانده ست
هيچ کس فکر نکرد
که در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند
که چرا سيمان نيست
و کسي فکر نکرد
که چرا ايمان نيست
و زماني شده است
که به غير از انسان
هيچ چيز ارزان نيست

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/09/20  |
 دوستت دارم........

 

 tiredgirl.jpg

 

کلمه ی دوستت دارم شاید برات تکراری باشد ولی من صادقانه

 

می گویم : دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/09/20  |
 عشق در 10 جمله

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/09/20  |
 دوستت دارم........

 

     روزگاری که تو بودی و عشق تو

روشنایی دلم از تمام روشنایی های شهر  بیشتر بود

اما اکنون چراغ های خانه روشن است و چراغ های دلم خاموش

به ستاره های اسمان هم گفته ام  اگر خاموش باشند غمی نیست

چون به تاریکی و خاموشی عادت دیرینه دارم

قلب مرا نگاه کن!!!

پر از درد و بی ستاره و خاموش!!!

   

 

 

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/09/19  |
 قلب شکسته.............

    

 

قيافه هاي غم زده... آدمک هاي پس زده
چشماشون از عشق کور شده... نمي دونن چه ها شده
بازم شکسته قلباشون...از دست يک بي معرفت
کسي که ذره اي نداره... تو وجودش درک و فهم
نمي فهمه که من واسش مي خونم

نمي فهمه که من به پاش مي مونم

نمي فهمه که من عاشق شدم

نمي فهمه که قلبم واسه اونه... نمي تونه تنها بمونه

نمي شه از عشق بي تو بخونه

کاش مي شد دوباره چشماشو ببينم

کاش مي شد دوباره دستاشو بگيرم

کاش مي شد ميفهميد که بدون اون ميميرم... ميميرم



|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/09/19  |
 باور کن
|+| نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/09/18  |
 آخه چرا...............
      

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در

 حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه

 دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره

 وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش

 با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و

بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها

فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون

 برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

 

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/09/18  |
 به نظر تو راز عشق چیه؟

راز عشق در اين است كه

بيشتر با نگاه حرف بزني ،

اگر هنگام صحبت كردن از نگاه استفاده كني ،

دوست داشتن را به يكديگر منتقل كرده اي

شوخي را با ديگران فراموش نكني ،

در ضمن مراقب شوخي ها هم باش ،

شوخي نا پسند نكن ،

شوخي بايد از روي حسن نيت باشد نه نيشدار.

راز عشق در اين است كه ..

به محبوبتان قدرت آرامش دهيد ،

واز او قدرت وآرامش دريافت كنيد،

اما....... نه با اصرار.

راز عشق در اين است كه

به ديگري لذت ببخشي ،

ولي عشق را براي لذت نخواهي

زيرا عشق حقيقي هوي  وهوس نيست .

راز عشق در اين است كه ..

 

باورها ،آرمان ها واهدافتان را با يكديگر در ميان بگذاريد.

راز عشق در اين است كه ..

به عشق بيشتر از يكد يگراحترام بگذاريد،

زيرا عشق يك هد يه ازلي خداوند است.

 

حس تملك را از خود دور كني ،

راز عشق در اين است كه .

در حقيقت هيچ كس نمي تواند مال كسي شود .

راز عشق در اين است كه

در سكوت دست يكديگر رابگيريد،

كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد.

راز عشق در اين است كه

به يكد يگرسخت نگيريد،

..

عشقي كه آزادانه هديه نشود ،اسارت است

این نظر من بود :

به نظر تو راز عشق چیه؟

 

 

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/09/18  |
 سید جواد جون دوستت دارم........

سلام به وب سایت من خوش آمدید

کاریکاتور بازیگر مورد علاقه من سید جواد رضویان

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/09/18  |
 منو تنها نزار..............

 

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود یک شاخه عاطفه

 

 پیدا نمی شود

 

در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش قلم غبار دارد و معنا

 

نمی شود

 

بی تو شکست پنجره رو به آسمان غم درحریم آبی دل جا

 

نمی شود

 

دریای تو پناه نگاه شکسته است هر دلی که مثل قلب تو

 

دریا نمی شود

 

دردیست درد انتظار که درمان آن تویی این درد تلخ بی تو

 

دوا نمی شود

 

گفتی صبور باش و آینده نگر پروانه که صبورو شکیبا

 

نمی شود

 

شبنم نگاه گل مرا باز شسته است دل در کنار یاد تو تنها

 

نمی شود

|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه 1386/09/14  |
 انتظار...

انتظار...

مسافر به انتظارت خواهم ماند.تاابد برای همیشه...

زیرا می دانم که به سوی من باز خواهی گشت پس با همه توانم

تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد.

به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ خاطرات

گذشته را می نوازد. قلبی که در آن خاطره ها و خوشی ها تا ابد

 مدفون است حتی اگر بدانم روزی جسم تو به سوی من باز نمی گردد

باز هم به انتظارت می نشینم. شاید روزی صدای پایی را بشنوم که از

آن تو باشد ای محبوبم.

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/09/12  |
 
 
بالا